موضوعات وصیت‌نامه شهدا

شهید مهدی محراب‌خوانی
سلام می‌فرستم بر محمد(ص) رسول گرامی اسلام که پیام‌آور سعادت انسانهای خاکی بود و بر علی علیه‌السلام که ولایتش نجات‌بخش شیعیان وی در قیامت است و بر فاطمه زهرا(س) که پیشوای خواهران و مادران ما در سیر الی الحق است و بر حسن(ع) که سیرتش رسواگر منافقان رسواطلب بود و بر حسین(ع) که مظلومیتش و شهادتش راهبر جوانان و پیروان ما در خط سرخ شهادت در راه الله است و بالاخره با سلام بر مهدی موعود(عج) که انتظارش کوبنده ظلم ظالمان در هر زمان است و بر خمینی که امید مستضعفان جهان است.
پدر عزیزم و مادر مهربانم و خواهران و برادران خوبم بر شما نیز سلام. سلام بر شما که زبان و دستم در گفتن و نوشتن خوبیهای شما و زحمات شما در به ثمر رساندن نهال وجودم (در پناه لطف خدا) قاصر است امیدم به خداست که خود اجر و ثواب شما را زیاد و کوتاهی مرا در جبران الطاف شما خود ببخشد. من خودم می‌دانم که چقدر در حق شما کوتاهی نمودم پس امیدوارم حالا که دستم از این جهان کوتاه شده مرا حلال کنید و بار این مسئولیت بزرگ را از دوشم بردارید.
مادرم؛ آن روزی که می‌خواستم برای اولین دفعه به جبهه بیایم در جوابم که گفته بودم مادر گریه که نمی‌کنی؟ گفتی نه، چرا گریه کنم؟ دانستم که آماده شده‌ای و الان هم از تو همین انتظار را دارم که با ایمان به راهی که من انتخاب کرده‌ام با شادی خود دشمن را که مشتاق گریه تو است کور کنی. پدر و مادر عزیزم شعار گفتن را کنار می‌گذارم و نه تنها خطاب به شما بلکه خطاب به تمامی امت مسلمان ایران می‌گویم که راه من ولایت فقیه است، درس من، آمدن به جبهه من، و شهادت من هم به پیروی از امر رهبر که اطاعتش اطاعت الله است می‌باشد و اما انشاءالله که این دلخوشی مرا مغرور نکرده باشد که این غرور خود عین انحراف است. اگر تا به حال در این دنیا باقی مانده بودم می‌دانم که از بی لیاقتی خودم بوده اما حالا امید به این دارم که خداوند نیتم را خالص گردانده باشد و مرا به گوشه‌ای از سعادتی که چشم انتظار آن بودم برساند انشاءا... برادرانم؛ بدانید که مرگ وقتی ترس دارد که انسان آن جهان خود را ویران کرده باشد و این جهان خود را آباد. چگونه شخصی دوست دارد که این جهان آباد را (به خیال خود) رها کرده و جهانی پر از خرابی که زاییده خود اوست بشتابد. پس برادران عزیزم و تمامی دوستان مهربانم بیایید با ساختن آن جهان خود قدرت آن را بیابیم که در هر لحظه مرگ را با آغوش باز در بغل بگیریم.
برادران و خواهران عزیزی که راه خود را در زندگی کسب علم انتخاب کرده‌اید به عنوان تذکر به شما می‌گویم که مسئولیتی بزرگ بر عهده گرفته‌اید. هنگامی که درس می‌خوانید به یاد داشته باشید که در جبهه‌های ما جوانان بسیاری در خون پاکشان غلطیده و خواهند غلطید و این خونها فریادی سرخ دارند و آن جنگ تا رفع فتنه در جهان است و جنگ شما عزیزان در جبهه‌ای است که شکست در آن کمتر از شکست در جبهه جنگ مستقیم نمی‌باشد زیرا که وابسته شدن به غرب از لحاظ علمی هیچگاه نمی‌تواند استقلال موعود ما را به ارمغان آورد پس درس را بخوانید و برای خدا بخوانید و منیت‌ها را کنار گذاشته و به فکر تهذیب نفس باشید و به یاد داشته باشید که «العلم هوالحجاب اکبر». به خاطر داشته باشید که چشم امید محرومان کشور که شما به نمایندگی از طرف آنان به دانشگاه آمده‌اید. به شماست برادران و خواهران عزیزم با چشمانی گریان از شما می‌خواهم که این سخنان مرا به بازی نگیرید زیرا اگر لحظه‌ای غفلت کنیم خسران هر دو جهان گریبانگیر ما خواهد شد زیرا که نه علمی داریم مفید و نه عملی داریم خداپسند.
دانشجوی شهیدمهدی محراب‌خوانی
دانشجوی شهیدمهدی محراب‌خوانی
نام دانشگاه: علوم پزشکي مشهد سال ورود: 1362
نام پدر: اکبر رشته تحصیلی: داروسازی
مقطع: دکترا-سال چهارم محل زندگی: مشهد
تاریخ تولد: 1344/07/01 محل شهادت: شلمچه
تاریخ شهادت: 1365/11/10 عملیات: کربلای پنج
محل دفن: مشهد-بهشت‌رضا-بلوک شهدای کربلای پنج

متن وصیت‌نامه

وصیت‌نامه دانشجوی شهید مهدی محرابخانی:
بسم رب الشهداء والصدیقین سلام می‌فرستم بر محمد(ص) رسول گرامی اسلام که پیام‌آور سعادت انسانهای خاکی بود و بر علی علیه‌السلام که ولایتش نجات‌بخش شیعیان وی در قیامت است و بر فاطمه زهرا(س) که پیشوای خواهران و مادران ما در سیر الی الحق است و بر حسن(ع) که سیرتش رسواگر منافقان رسواطلب بود و بر حسین(ع) که مظلومیتش و شهادتش راهبر جوانان و پیروان ما در خط سرخ شهادت در راه الله است و بالاخره با سلام بر مهدی موعود(عج) که انتظارش کوبنده ظلم ظالمان در هر زمان است و بر خمینی که امید مستضعفان جهان است. پدر عزیزم و مادر مهربانم و خواهران و برادران خوبم بر شما نیز سلام. سلام بر شما که زبان و دستم در گفتن و نوشتن خوبیهای شما و زحمات شما در به ثمر رساندن نهال وجودم (در پناه لطف خدا) قاصر است امیدم به خداست که خود اجر و ثواب شما را زیاد و کوتاهی مرا در جبران الطاف شما خود ببخشد. من خودم می‌دانم که چقدر در حق شما کوتاهی نمودم پس امیدوارم حالا که دستم از این جهان کوتاه شده مرا حلال کنید و بار این مسئولیت بزرگ را از دوشم بردارید. مادرم؛ آن روزی که می‌خواستم برای اولین دفعه به جبهه بیایم در جوابم که گفته بودم مادر گریه که نمی‌کنی؟ گفتی نه، چرا گریه کنم؟ دانستم که آماده شده‌ای و الان هم از تو همین انتظار را دارم که با ایمان به راهی که من انتخاب کرده‌ام با شادی خود دشمن را که مشتاق گریه تو است کور کنی. پدر و مادر عزیزم شعار گفتن را کنار می‌گذارم و نه تنها خطاب به شما بلکه خطاب به تمامی امت مسلمان ایران می‌گویم که راه من ولایت فقیه است، درس من، آمدن به جبهه من، و شهادت من هم به پیروی از امر رهبر که اطاعتش اطاعت الله است می‌باشد و اما انشاءالله که این دلخوشی مرا مغرور نکرده باشد که این غرور خود عین انحراف است. اگر تا به حال در این دنیا باقی مانده بودم می‌دانم که از بی لیاقتی خودم بوده اما حالا امید به این دارم که خداوند نیتم را خالص گردانده باشد و مرا به گوشه‌ای از سعادتی که چشم انتظار آن بودم برساند انشاءا... برادرانم؛ بدانید که مرگ وقتی ترس دارد که انسان آن جهان خود را ویران کرده باشد و این جهان خود را آباد. چگونه شخصی دوست دارد که این جهان آباد را (به خیال خود) رها کرده و جهانی پر از خرابی که زاییده خود اوست بشتابد. پس برادران عزیزم و تمامی دوستان مهربانم بیایید با ساختن آن جهان خود قدرت آن را بیابیم که در هر لحظه مرگ را با آغوش باز در بغل بگیریم. برادران و خواهران عزیزی که راه خود را در زندگی کسب علم انتخاب کرده‌اید به عنوان تذکر به شما می‌گویم که مسئولیتی بزرگ بر عهده گرفته‌اید. هنگامی که درس می‌خوانید به یاد داشته باشید که در جبهه‌های ما جوانان بسیاری در خون پاکشان غلطیده و خواهند غلطید و این خونها فریادی سرخ دارند و آن جنگ تا رفع فتنه در جهان است و جنگ شما عزیزان در جبهه‌ای است که شکست در آن کمتر از شکست در جبهه جنگ مستقیم نمی‌باشد زیرا که وابسته شدن به غرب از لحاظ علمی هیچگاه نمی‌تواند استقلال موعود ما را به ارمغان آورد پس درس را بخوانید و برای خدا بخوانید و منیت‌ها را کنار گذاشته و به فکر تهذیب نفس باشید و به یاد داشته باشید که «العلم هوالحجاب اکبر». به خاطر داشته باشید که چشم امید محرومان کشور که شما به نمایندگی از طرف آنان به دانشگاه آمده‌اید. به شماست برادران و خواهران عزیزم با چشمانی گریان از شما می‌خواهم که این سخنان مرا به بازی نگیرید زیرا اگر لحظه‌ای غفلت کنیم خسران هر دو جهان گریبانگیر ما خواهد شد زیرا که نه علمی داریم مفید و نه عملی داریم خداپسند. در اینجا به کوردلان آگاه و ناآگاهی که هنوز دست از شیطنت برنداشته و آواز مخالفت با نظام جمهوری اسلامی را سر می‌دهند می‌گویم که ای بیچارگان بس کنید شما اگر بویی از انسانیت برده‌اید به جبهه بیایید و جهاد برادرانمان و جنایت دشمنانمان را ببینید تا بفهمید آب به آسیاب چه جنایتکارانی می‌ریزید. اما نه، شما نخواهید فهمید زیرا که «و من یظل ا... فما له من هاد» آن را که خدا گمراه کند پس چه کسی هدایت خواهد کرد پس در جهل خود بمانید و با این جهل بمیرید که «ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار». در اینجا از تمامی دوستان و برادران عزیزم که راه زندگی را به من نشان دادند، طلب بخشش از کوتاهیهایم را می‌کنم و از شما می‌خواهم از دعا به جان امام و رهبر عزیزمان فراموش نکنید. در پایان از خدا می‌خواهم که شهادتم را در راه خودش با نیت خالص قرار داده باشد. باز هم از شما و همه مؤمنین که مرا می‌شناخته‌اند طلب عفو کوتاهیهایم را دارم و از خداوند می‌خواهم که با من به لطف و رحمتش و بخشندگیش رفتار کند نه با عدالتش که در آن صورت امید به نجات خواهم داشت. انشاءا... والسلام مهدی محرابخانی

Please publish modules in offcanvas position.